<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مجله &#187; گفتگو</title>
	<atom:link href="http://www.majalla.com/far/category/interviews/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.majalla.com/far</link>
	<description>نشریه پیشرو در امور خاورمیانه</description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 09:52:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>طارق الهاشمی: &#8220;پرونده من کاملا سیاسی است&#8221;</title>
		<link>http://www.majalla.com/far/1391/01/article1083</link>
		<comments>http://www.majalla.com/far/1391/01/article1083#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Apr 2012 11:31:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>روشن قاسم</dc:creator>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ائتلاف العراقیه]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام]]></category>
		<category><![CDATA[طارق الهاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[عراق]]></category>
		<category><![CDATA[معاون رییس جمهور عراق]]></category>
		<category><![CDATA[کردستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.majalla.com/far/?p=1083</guid>
		<description><![CDATA[معاون رئیس جمهور عراق، طارق الهاشمی طی بیش از یک ماه اخیر کانون توجه طوفان سیاسی در عراق بوده است. اتهامات &#8211; وارده از طرف رقبای سیاسی وی &#8211; مبنی بر اینکه هاشمی در هدایت یک سری حملات تروریستی دست داشته است، این سیاستمدار را ناگزیر ساخته است تا در منطقه خودمختار کردستان عراق پنهان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_1084" class="wp-caption alignnone" style="width: 630px"><img src="http://www.majalla.com/far/wp-content/uploads/2012/04/alhashemi.jpg" alt="عنوان: معاون رئیس جمهور عراق، طارق الهاشمی" width="620" height="348" class="size-full wp-image-1084" /><p class="wp-caption-text">عنوان: معاون رئیس جمهور عراق، طارق الهاشمی</p></div>
<p>معاون رئیس جمهور عراق، طارق الهاشمی طی بیش از یک ماه اخیر کانون توجه <a href="http://www.majalla.com/eng/2012/2011/12/article55228346" target="_blank">طوفان سیاسی در عراق</a> بوده است. اتهامات &#8211; وارده از طرف رقبای سیاسی وی &#8211; مبنی بر اینکه هاشمی در هدایت یک سری حملات تروریستی دست داشته است، این سیاستمدار را ناگزیر ساخته است تا در منطقه خودمختار کردستان عراق پنهان شود.</p>
<p>چند ماه پیش در عراق، نیروهای دولتی بیش از ده ها تن از اعضای گارد محافظین طارق الهاشمی را بازداشت کرده و وزارت کشور اتهاماتی مبنی بر «دست داشتن در اقدامات تروریستی» به کارکنان هاشمی وارد کرد.</p>
<p>معاون رئیس جمهور بارها آنچه حملات با انگیزه سیاسی و بر اساس تبلیغات مجعول و غیرموجه علیه خود خوانده است، را رد کرده است. وی هم اکنون در منطقه خودمختار کردستان در شمال کشور حضور دارد، جائیکه <em>المجله</em> موفق به یافتن وی شده و با او درباره پرونده اتهامات، توهمات چهره‌های سیاسی عراقی، مداخلات خارجی در کشور و امیدواری وی به آینده به گفتگو پرداخته است.</p>
<p><strong>المجله: دارایی های شما توقیف و دستگاه قضائی عراق در حال رسیدگی به اتهامات علیه شما می باشد. نظر شما در این خصوص چیست؟</strong></p>
<p>این اطلاعات صحت ندارند. پرونده هنوز در مرحله تحقیقات مقدماتی است و هنوز به دادگاه‌های مربوطه ارجاع داده نشده است. امیدوارم شما اطلاعات خود را مستقیما از منابع موثق به دست آورید و به هجمه تبلیغات رسانه‌ای بدون احراز صحت آن‌ها توجه نداشته باشید.<br />
<strong><br />
پرسش: گفته می‌شود که پرونده شما مطابق با ماده اصلاح شده ۱۲۱ قانون آئین دادرسی کیفری سال ۱۹۷۱، به صورت غیابی به دادگاه کیفری ارجاع داده می‌شود. بدترین اتفاقی که از رویه‌های تحقیقاتی انتظار دارید چه می‌تواند باشد و شدت اقداماتی که بر علیه شما صورت خواهند گرفت را تا چه اندازه می‌دانید؟</strong></p>
<p>من خوشبین هستم و کاملا مطمئنم که بی گناهی من در دادگاهی عادلانه به اثبات خواهد رسید. بنابراین، تقاضا کرده‌ام که رسیدگی‌های قضائی به جای بغداد در کرکوک انجام می‌گیرند.</p>
<p><strong>پرسش: آیا در رابطه با اینکه بده-بستان‌های خاصی در رابطه با پرونده شما به منظور دستیابی به منافع سیاسی &#8211; با مد نظر قرار دادن پیچیدگی شرایط سیاسی عراق &#8211; صورت گیرد، بدگمان هستید؟</strong></p>
<p>من باید انتظار چنین اتفاقاتی را می‌داشتم، به‌ویژه وقتی پرونده من صرفا و کاملا سیاسی است و به هیچ وجه کیفری نیست.</p>
<p><strong>پرسش: سایر رهبران عراقی در احزاب دیگر تا چه اندازه از تقاضای شما جهت برگزاری محاکمه تحت نظارت اتحادیه عرب و نهادهای بین المللی حمایت می‌کنند؟</strong></p>
<p>این موضوع به شخص من مربوط می‌شود. این واقعیت که دستگاه قضائی سیاسی عمل می‌کند و استقلال آن به مخاطره افتاده است، من را وادار ساخته است تا خواستار مداخله عربی و بین المللی شوم. این تصمیم من از سر ناچاری بود. اگر امکان تحقیقات بی‌طرفانه و محاکمه عادلانه وجود می‌داشت، ترجیح می‌دادم پرونده من به صورت داخلی رسیدگی شود.</p>
<p><strong>پرسش: اگر احزاب داخلی با انتقال شما به بغداد موافقت کنند، آیا شما مایل به ادامه رسیدگی به پرونده در بغداد هستید؟ اگر قرار باشد چنین اتفاقی بیفتد، چه تضمینی مطالبه خواهید کرد؟</strong></p>
<p>من تصمیم گرفتم تقاضای انتقال پرونده خود به کرکوک را ارائه دهم. من تقاضای رسیدگی قضائی مقدماتی به رئیس شورای قضائی ارائه داده و امیدوارم وی با تقاضای من موافقت کند. مسئله به خود من مربوط می‌شود و من منتظر موافقت هیچ شخص دیگری نیستم. به احتمال بسیار زیاد، دیدگاه‌ها در رابطه با ملزومات و شرایط قضائی و امنیتی متفاوت خواهند بود.</p>
<p><strong>پرسش: آیا وکیلی برای خود تعیین کرده‌اید تا روند رسیدگی به پرونده شما را دنبال نماید؟ اقدامات هیئت قضائی که انجام تحقیقات در خصوص پرونده شما را بر عهده دارند، را چگونه ارزیابی می‌نمایید؟</strong></p>
<p>همینطور است، من هیئتی از وکلای عراقی را به این کار گماشته‌ام. همچنین در حال بررسی پیشنهادات وکلای عرب و بین المللی که پیشنهاد پیوستن به این دفاعیه را دارند، نیز هستم.</p>
<p>من نسبت به تحقیقات مقدماتی بسیار بدگمانم. چند تن از اعضای گارد امنیتی من در معرض اتهامات اقدامات ظالمانه و تروریستی از سوی نهادهای امنیتی هستند که خود در داخل کشور به سبب رفتار بی‌شرمانه و تجاوزات به حقوق بشر شناخته شده هستند.</p>
<h2>چالش ها</h2>
<p><strong>پرسش: برخی بر این باورند که ائتلاف سیاسی شما، العراقیه در آستانه فروپاشی است. نظر شما در این خصوص چیست؟</strong></p>
<p>این اظهارات مبالغه‌ای بیش نیست. العراقیه در شرایط خوبی به سر می‌برد و با وجود اتهامات تروریستی صورت گرفته علیه آن‌ها از طرف مقامات کشور، اعضای آن در عزم خود ثابت قدم هستند. انسجامی که در العراقیه مشاهده می‌شود، به سبب اتحاد میان سران مختلف آن است. در واقع، بحران جاری به افزایش این انسجام کمک کرده است، چراکه همه خطر را درک کرده و احساس می‌کنند به یک اندازه مورد هدف قرار گرفته‌اند.</p>
<p><strong>پرسش: شماری از نمایندگان حزب شما از پارلمان کناره گیری کرده‌اند. آیا شما از تصمیم خود جهت عدم توافق با اپوزیسیون به منظور تشکیل ائتلاف در پارلمان پشیمان هستید؟</strong></p>
<p>تا به حال، هیچ جناح سیاسی دیگری با چالش‌هایی که العراقیه پیش رو دارد، مواجه نشده است. تحت چنین شرایطی &#8211; که حتی قبل از انتخابات حرف و حدیث‌هایی در این خصوص مطرح بود، اتفاقاتی ناگوار رخ داده و اشتباهاتی به وقوع می پیوندند. من از عملکردمان تمجید یا آن را توجیه نمی‌کنم. تحت چنین شرایطی، ما فقط آنچه از دستمان بر می‌آمد، انجام داده‌ایم. امیدوارم آن‌هایی که از ما انتقاد کرده بودند، بتوانند شرایطی بهتر فراهم آورند.</p>
<p><strong>پرسش: العراقیه ائتلافی است که توسط سران احزاب سنی، شیعه، کرد و سکولار شکل گرفته است. با این حال، در یک مورد، شما هدف قرار دادن العراقیه را با گرایشات سنی در عراق نسبت دادید و سپس در یک مورد دیگر به مخالفت با فدرالیسم پرداختید. تا چه اندازه با چنین توصیفی از حزب خود موافقت دارید؟</strong></p>
<p>العراقیه به عنوان یک طیف گسترده عراقی فعالیت دارد، چرا که ائتلافی است با ماهیتی ملی که در آن هویت ملی و نه تعلقات حزبی مبنا به شمار می‌رود. من چنین بیانه‌ای صادر نکرده‌ام، اما گفته‌ام پیش از این که به فکر متهم ساختن الهاشمی به عنوان یک شخص باشید، باید این مسئله که وی طرفدار چیست و همین طور مواضع ائتلاف و ماهیت ملی آن که مورد تایید میلیون‌ها عراقی و حامیان ائتلاف و شخص الهاشمی است، مورد توجه قرار گیرد. ممکن است حامیان العراقیه احساس کنند آن‌ها نیز به همان اندازه الهاشمی مورد اتهام واقع شده‌اند.</p>
<p><strong>پرسش: آیا العراقیه در میان کشمکش‌های فرقه‌ای گرفتار شده است؟</strong></p>
<p>بحران جاری بی‌تردید از مسائل مذهبی ریشه می‌گیرد و درگیری‌های فرقه‌های رقیب از طریق هدف‌گیری نمادهایی خاص آن را به پیش می‌برند. واقعیت را نمی توان کتمان کرد.</p>
<p><strong>پرسش: آیا شما خود را نماینده بخش سنی جامعه عراق می‌دانید؟ چرا حملات و اتهامات علیه خود را با حمله به سنیان عراقی نسبت داده‌اید؟</strong></p>
<p>در وهله اول من شخصی با تابعیت عراقی هستم. من با تمام عراقی‌ها نسبت دارم و در مقابل ظلم به آن‌ها صرف نظر از کشور محل اقامت یا تعلقات آن‌ها از ایشان دفاع خواهم کرد.</p>
<p>تا به امروز، سنی‌های عرب در عراق ناعادلانه بار گناهان و اشتباهات را به دوش کشیده‌اند، آن‌ها تحت ظلم ناعادلانه قرار دارند. این یک واقعیت است و پیامدهای سوء مدیریت و فساد به همگان اما با درجات متفاوت ضربه وارد کرده است.</p>
<p><strong>پرسش: تحرکات و تلاش‌های صورت گرفته توسط ایاد علاوی و اسامه النجفی در رابطه با پرونده خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟</strong></p>
<p>رهبری ائتلاف منسجم و متحد است و بر روی این که حل پرونده من در درجه اول اولویت قرار دارد و بر هر نوع گفتگوی سیاسی دیگری مقدم است، اجماع وجود دارد.</p>
<p><strong>پرسش: آیا حزب شما به اتحاد با حزب مقتدا صدر تن می دهد؟ احتمال چنین اتحادی را تا چه اندازه می‌دانید؟</strong></p>
<p>رابطه بین العراقیه و جنبش صدر مثبت است. ما گاه و بی‌گاه در رابطه با مسائل گوناگون با آن‌ها مشورت می‌کنیم. به هر حال، من احساس می‌کنم اتحاد جاری دست کم در آینده از نزدیک ادامه خواهد یافت.</p>
<h2>مهمان نوازی منطقه کردستان</h2>
<p><strong>پرسش: آیا فکر می‌کنید که روی آوردن شما به کردستان عراق به مشکلاتی میان کردها و شیعیان انجامیده باشد؟ آیا این واقعیت دارد که کردها به دنبال بهره برداری سیاسی از پرونده شما هستند؟</strong></p>
<p>کردها برادران ما هستند. آن‌ها شجاع و پایبند به اصول خود هستند. آن‌ها تحت تاثیر ادعاهای واهی این و آن که ریشه در زیاده خواهی و تحرکات روانی دارند، قرار نخواهند گرفت. آن‌ها هرگز زیر بار باج خواهی یا سوء استفاده نرفته‌اند &#8211; و انتظار نیست که بروند. چیزی جزء حسن نیت بین من و برادران کرد وجود ندارد. من انتظارات آن‌ها را درک و تلاش می‌کنم اختلافات باقیمانده که سال‌ها قدمت دارند، را به بهترین نحو ممکن حل نمایم.</p>
<p><strong>پرسش: دلایل پشت پرده حمایت منطقه کردستان از شما چیست؟</strong></p>
<p>جوانمردی، کمک به مظلوم، نگرانی‌های نامعلوم&#8230; ، اکنون همگان متوجه هستند چنانچه اتهامات کذب طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته به شکست الهاشمی بیانجامد، آنگاه سایر رهبران باید خود را برای مواجه با بحران‌های از این دست آماده کنند. آن‌ها نیز دیر یا زود مورد هدف قرار خواهند گرفت. بنابراین، حمایت از الهاشمی در بحران اخیر توسط رهبران احزاب، چیزی نیست جزء حمایت از خود و مصون ساختن خود از بحران‌های آتی مشابه.</p>
<p><strong>پرسش: چرا رئیس جمهور طالبانی از شما دفاع می‌کند، علیرغم این که در مسائل مربوط به ریاست جمهوری عراق با وی مخالف بوده &#8211; خواهان ریاست جمهوری یک فرد سنی عرب بر کشور بودید &#8211; و زمانی به عنوان رقیب طالبانی با وی برای ریاست جمهوری رقابت داشتید؟</strong></p>
<p>این ریشه در تاریخ دارد و بر رابطه قوی میان ما و مردم کرد تاثیری نداشته است. در این‌جا مایلم اشاره کنم که من شخصا موافق و حامی انتصاب طالبانی به عنوان رئیس جمهور در سال ۲۰۰۶ بوده‌ام که در آن زمان حمایت من فاکتوری تاثیرگذار به شمار می رفت. بنابراین این را نیز باید مد نظر داشت.</p>
<p><strong>پرسش: برداشت العراقیه از مواضع منطقه کردستان در قبال پرونده شما و امتنان آن‌ها از تحویل شما متعاقب درخواست المالکی چیست؟</strong></p>
<p>موضع کردستان عراق آن طور که رئیس جمهور طالبانی و مسعود بارزانی رئیس منطقه کردستان عنوان داشته‌اند، مورد تحسین و تقدیر فراوان همه رهبران و اعضای العراقیه قرار گرفته است.</p>
<p><strong>پرسش: در اعلامیه‌ای که از طرف دفتر ریاست جمهوری منتشر شد، به نقل از طالبانی اظهار شده است که نخست وزیر نوری المالکی به توافقات پایبند نبوده است. آیا قبل از حمله به خانه شما رئیس جمهور از دستور دادگاه مطلع بود؟</strong></p>
<p>المالکی دو بار تعهدات خود نسبت به رئیس جمهور طالبانی و رئیس شورای قضائی را به‌واسطه نقض مصونیت من زیر پا گذاشته است. اولا با محاصره و یورش به محل اقامت من و ثانیا با عدم توجه به اعترافات متهمان در مراحل اولیه تحقیقات.</p>
<p><strong>پرسش: شما خواستار نظارت اعراب تحت نمایندگی اتحادیه عرب بر روند تحقیقات در پرونده خود شده‌اید. آیا هیچ کشوری صراحتا آمادگی خود جهت مداخله را ابراز کرده است؟</strong></p>
<p>بله بسیاری از کشورها. با این حال هنوز هم ترجیح می‌دهم این بحران به صورت داخلی حل شود. گزینه مداخله عربی &#8211; و شاید هم بین‌المللی &#8211; باید برای هنگام ضرورت نگه داشته شود.</p>
<p><strong>پرسش: شما بارها ایران را به مداخله در امور عراق متهم کرده‌اید. علیرغم این موضع، هیئت نمایندگان العراقیه به ایران سفر کرده است. دلایل این سفر و به‌ویژه در این زمان خاص را چه می‌دانید؟</strong></p>
<p>تا جایی که اطلاع دارم، این سفر از مدت‌ها قبل برنامه ریزی شده بود و به تازگی به انجام رسید، اما صحبتی از بحران اخیر به میان نیامد. لازم به ذکر نیست که یکی از اهداف اصلی این سفر ملاقات با سید مقتدی صدر بود که در حال حاضر ساکن ایران است.</p>
<p><strong>پرسش: تحرکات دیپلماتیک اخیر ترکیه در قبال ایران را چگونه تفسیر می‌کنید؟ ارزیابی شما از نقش ترکیه در عراق چیست؟</strong></p>
<p>ما از هر نوع تلاش منطقه‌ای و بین المللی در راستای دستیابی به توافق در عراق استقبال می‌کنیم. ترکیه مثل همیشه با مسائل عراق بر مبنای منافع مشترک برخورد می‌کند. همچنین ترکیه با ارائه یک سری خدمات با هدف کاستن از درد و رنج مردم عراق در این دوران بحرانی از عراق حمایت می‌کند. به همین دلیل است که عراق بیش از ۴۸ توافق نامه با ترکیه به امضاء رسانده است که جنبه‌های مختلف رابطه میان دو کشور را تحت پوشش قرار می‌دهند.</p>
<h2>پیرامون سوریه</h2>
<p><strong>پرسش: تحلیل شما در رابطه با موضع دولت عراق در قبال تحولات اخیر سوریه چیست؟</strong></p>
<p>من اشکالات زیادی به سیاست خارجی که دولت عراق در پیش گرفته و به‌ویژه در رابطه با تغییر موضع ناگهانی آن‌ها در قبال مسئله سوریه وارد می‌دانم. البته، کسی مایل نیست ورود سوریه به هرج و مرج و تغییری اساسی به واسطه مداخله خارجی را شاهد باشد. امیدواریم یکسری اقدامات اصلاحت داخلی مطابق با خواست عمومی صورت گیرد و به خونریزی‌ها پایان داده شود. کشتار سازمان یافته معترضان غیرمسلح به هیچ وجه قابل قبول نیست و می‌بایست متوقف شود.</p>
<h2>خوشبینی</h2>
<p><strong>پرسش: آیا عراق در شرف جنگی فرقه‌ای است؟ همین طور، آیا عراق را می‌توان از تهدید به دور دانست، تهدیدی که توسط رژیم اسد و حزب الله در صورت فروپاشی رژیم سوریه متوجه منطقه خواهد بود؟</strong></p>
<p>بحران جاری عراق در واقع واکنشی است ناخواسته که بر اساس نگرانی‌های بی مورد از مشکلات داخلی متعاقب تعییر موضع در رابطه با امور جاری سوریه شکل گرفته است. این به مثابه یک اقدام پیشگیرانه و نشانه‌ای است از احتمال مشکلات آتی در عراق در صورت به ثمر رسیدن اعتراضات در سوریه. با این حال، امیدوارم شرایط آینده عراق تحت تاثیر سوریه قرار نگیرد. من بر این باورم که بهترین روش محافظت از کشور دستیابی به مشارکت همه جانبه ملی در دولت و برقراری دولتی عدالتگرا و نظام‌مند است.</p>
<p>در این صورت، عراق هرگز شاهد فوران مجدد اختلافات فرقه‌ای نخواهد بود، هرقدر هم عده‌ای آتش بیار معرکه شوند.</p>
<p><strong>پرسش: کنفرانسی که طالبانی جهت گفتگو درباره بحران عراق همگان را به شرکت در آن دعوت کرده است، تا چه اندازه اهمیت دارد؟</strong></p>
<p>این کنفرانس برای حل مسائل حساسی که طی هشت سال گذشته حل نشده باقی مانده‌اند و بی ثباتی کشور را به دنبال داشته‌اند، حائز اهمیت زیادی است و برگزاری آن ضروری به نظر می رسد.</p>
<p><strong>پرسش: آیا نسبت به آینده عراق خوشبین هستید؟</strong></p>
<p>همین‌طور است، این را به نوعی توفیق اجباری می‌دانم. انشاء الله من با دنیایی از حسن نیت از این بحران بیرون خواهم آمد. این بحران محبوبیت من را تا حد بسیار زیاد و غیرمنتظره‌ای افزایش داده است. پس از پی بردن به این سطح از مقبولیت و حمایت‌های گسترده، من راه دیگری جزء ادامه فعالیت‌های سیاسی جهت خدمت به مردمی که در این لحظات دشوار کنارم مانده‌اند، ندارم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.majalla.com/far/1391/01/article1083/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیرین عبادی: معنای دموکراسی رعایت حقوق اقلیت است</title>
		<link>http://www.majalla.com/far/1390/12/article819</link>
		<comments>http://www.majalla.com/far/1390/12/article819#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Feb 2012 10:54:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجله فارسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بهار عربی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرین عبادی]]></category>
		<category><![CDATA[صلح نوبل]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.majalla.com/far/?p=819</guid>
		<description><![CDATA[مجله: در کتاب بیداری ایران، شما به تاثیر تعبیر و تفسیر دین و آزادی زنان اشاره کردید. ظهور اسلام سیاسی در شمال آفریقا را چگونه ارزیابی می‌کند؟ نفوذ دین و ایدئولوژی در سیاست می‌تواند به یک اندازه تاثیرگذار باشد؟ من امیدوارم که مردم خاورمیانه از سرنوشت مردم ایران عبرت بگیرند. زیرا که کافی نیست یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_820" class="wp-caption alignnone" style="width: 630px"><img src="http://www.majalla.com/far/wp-content/uploads/2012/02/Guatemala-135-620x413.jpg" alt="شیرین عبادی" width="620" height="413" class="size-large wp-image-820" /><p class="wp-caption-text">شیرین عبادی</p></div>
<p><strong>مجله: در کتاب بیداری ایران، شما به تاثیر تعبیر و تفسیر دین و آزادی زنان اشاره کردید. ظهور اسلام سیاسی در شمال آفریقا را چگونه ارزیابی می‌کند؟ نفوذ دین و ایدئولوژی در سیاست می‌تواند به یک اندازه تاثیرگذار باشد؟</strong></p>
<p>من امیدوارم که مردم خاورمیانه از سرنوشت مردم ایران عبرت بگیرند. زیرا که کافی نیست یک دیکتاتور برود؛ بلکه به جای آن دیکتاتور پیشین باید دموکراسی جایگزین شود. در این مرحله دیکتاتورهای شمال آفریقا رفته‌اند اما هنوز زود است قضاوت کنیم دموکراسی جایگزین شده است یا خیر. در خصوص این که احزاب اسلام‌گرا در انتخابات پیروز شده‌اند باید بگویم که مذهب یا هیچ نوع ایدئولوژی نباید با حکومت آغشته شود. مبنای حکومت صرفا خواسته‌های مردم باشد و این خواسته‌ها در زمان‌های متفاوت می‌تواند متغیر باشد. اما وقتی که مبنای حکومت مذهب یا ایدئولوژی خاصی باشد آن گاه خواسته‌های متفاوت نمی‌توانند سیال و در جریان باشد. من تاکیدم بر مذهب و ایدئولوژی هر دو است. زیرا که اگر مبنای حکومتی ایدئولوژی باشد آن حکومت هم از دموکراسی فاصله می‌گیرد. نمونه این موضوع را می‌توان در اتحادیه جماهیر شوروی، حکومت کره شمالی و حکومت فعلی چین دید. این‌ها مثال‌هایی از ناقضان حقوق بشر هستند. </p>
<p>حکومت‌های اسلامی و حکومت‌هایی که مبنایشان مذهب خاصی است از مذهب سواستفاده می‌کنند و مذهب را به همان گونه که قدرت آن‌ها را تضمین می‌کند، تفسیر می‌کند. در نتیجه ظلم خود را تحت پوشش اسلام توجیه می‌کنند. برای ایجاد دموکراسی می‌بایستی مبنای حکومت از هر نوع مذهبی یا ایدئولوژی جدا شود. </p>
<p>مهم‌تر آن است که ببینیم اگر در یک انتخابات آزاد مردم به حزبی که ایدئولوژی خاصی دارد مثل حزب کمونیستی یا حزبی که پیرو مذهب خاصی است مثل اسلام رای دادند چه اتفاقی خواهد افتاد؛ مانند حالتی که الان در مصر و تونس پیش آمده که احزاب اسلام‌گرا اکثریت آرا در انتخابات برده‌اند. آیا این مجوزی است برای آن که اکثریت عقاید خود را به اقلیت تحمیل کند؟ معنای دموکراسی حکومت اکثریت نیست. معنای دموکراسی رعایت حقوق اقلیت است. زیرا اکثریتی که به حکومت برسد هر قانونی بخواهد وضع می‌کند و به خود هر حقی را اختصاص می‌دهد. در یک حکومت دموکراتیک حقوق اقلیت‌ها، حقوق کسانی که در انتخابات برنده نشدند، باید رعایت بشود. </p>
<p>برای این که این امر اتفاق بیافتد، می‌بایستی کارهای فرهنگی انجام شود. علاوه بر جدایی مذهب از حکومت، باید کارهای فرهنگی انجام شود تا مردم بدانند که اسلام تفسیرهای مختلفی دارد. مردم باید بدانند که اسلام یک تفسیر ندارد که آن هم منحصر به تفسیر دولت باشد. هنگام تشکیل حکومت باید تفاسیری را انتخاب کرد که با مقتضیات زمان و مکان سازگاری داشته باشد. حکومت ایران تفسیرهای مختلف را قبول نکرده و وضع به این جا رسیده است. برای مثال تفاسیر آیت الله منتظری درباره موضوع‌‌های مختلف حقوق بشری با عملکرد رسمی حکومت کاملا تفاوت دارد.</p>
<p>این موضوع منحصر اسلام نیست. برای مثال می‌بینیم که در غرب یک کلیسا سقط جنین را می‌پذیرد و کلیسای دیگر همین موضوع را رد می‌کند. حتی در مورد تعدد زوجات اختلاف نظر هست. کلیسای مورمون‌ها تعدد زوجات را قبول دارند. اما در نهایت همه این‌ها پیرو یک دین هستند با تفسیرهای مختلف. بنابراین حرف عجیبی نیست اگر بگوییم اسلام هم تفاسیر مختلفی دارد. پس مسلمان‌ها باید متوجه باشند، هر آن چه یک حکومت به اسم اسلام انجام می‌دهد، لزوما اسلامی نیست و کلید بهشت در دست حکومت‌های اسلامی نیست. می‌بایستی در پی تفسیرهای جدید و کارآمدی از اسلام بود. </p>
<p><strong>نقش زنان در پیشبرد بهار عربی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا باید با روی کار آمدن حکومت‌های اسلامی در کشورهای شمال آفریقا نگران آینده حقوق زنان در این کشورها بود؟</strong></p>
<p>طبیعی است بدون کمک آن‌ها هیچ تحول اجتماعی صورت نمی‌گیرد. زنان یک بار به عنوان شهروند و یک بار به عنوان مادر و همسر در کشورهای اسلامی نقش بازی می‌کنند و از این رو هیچ اتفاقی بدون همراهی زنان امکان‌پذیر نیست. منتها مسئله دردناک آن است که تا کنون زنان در کلیه تحولات اجتماعی که در کشورهای اسلامی رخ داده شرکت کردند اما به حق خود نرسیدند. </p>
<p>من اشاره‌ام به انقلاب ۱۳۵۷ ایران است. در این انقلاب زنان هم پا به پای مردان تلاش کردند، زندان رفتند، و کشته شدند، اما پس از پیروزی انقلاب قوانین تبعیض‌آمیز بسیاری تدوین شد که حقوق انسانی آنان را نادیده گرفت.</p>
<p><strong>نتایج تظاهرات و ناآرامی‌ها در سوریه را در سرنوشت ایران تاثیرگذار می‌بینید؟</strong></p>
<p>طبیعی است دموکرات شدن هر کشوری تاثیری در سایر کشورها خواهد داشت. زیرا که جهان یک مجموعه به هم پیوسته است و به یک دهکده بزرگ تبدیل شده است. بنابراین دموکراسی در منطقه خاورمیانه ناخودآگاه در روند دموکراسی در ایران تاثیر خواهد گذاشت. در میان کشورهای خاورمیانه سوریه جایگاه ویژه‌ای دارد. سوریه نه تنها دوست بلکه عروسک جمهوری اسلامی بوده است. در همین راستا شاهد هستیم که برخی دولتمردان ایرانی عنوان می‌کنند که در سیاست خارجی حکومت دو خط قرمز وجود دارد؛ حزب الله لبنان و حکومت سوریه. در همین راستا می‌بینیم که ایران به دولت بشار اسد نیرو و کمک مالی می‌فرستد تا در سرکوب تظاهرات مردمی به آن دولت کمک کند. در فیلم‌های آپلود شده در سایت یوتیوب می‌بینید که مردم سوریه در تظاهرات خود پرچم ایران را آتش می‌زنند و شعار می‌دهند که «ایرانی برو بیرون». </p>
<p>این حمایت‌های بی‌دلیل زمانی صورت می‌گیرد که حتی اتحادیه عرب علیه سوریه متحد شده است. دولت قطر تقاضای اعزام نیروی خارجی به سوریه کرده تا مبادا فاجعه‌ای نظیر فاجعه سودان رخ دهد. بدین ترتیب، سقوط دولت بشار اسد و روی کارآمدن حکومتی مردمی بر سیاست خارجی سوریه تاثیر خواهد گذاشت. حکومت مردمی دیگر حاضر نخواهد بود عروسک هیچ کشوری از جمله ایران شود. در آن صورت ایران یکی از بازوهای قدرتمند خود را از دست می‌دهد. </p>
<p><strong>در مصر شاهد کشته و زخمی شدن کودکان بودیم و در سوریه این موضوع در مقیاس بزرگتر در حال تکرار است. در چنین شرایطی حمایت از کودکان را به عهده چه نهادی باید گذاشت؟</strong></p>
<p>همواره مهم‌ترین وظیفه دولت حمایت از اقشاری است که امکان دفاع شخصی ندارند. در همین زمینه کلیه سیستم‌های حکومتی حفاظت از کودکان، سالمندان، بیماران و معلولان جسمی و حرکتی به عهده دولت است که باید هم از طریق تصویب قوانین مناسب و از طریق ایجاد امکانات فراوان در جامعه به کمک آنان بشتابد. در مورد کودکان هم باید گفت این جز وظایف دولت است که می بایستی به هرصورت ممکن در مقابل خطرات مختلف اعم از اعتیاد، کودک آزاری، و سوءاستفاده برای مقاصد نامشروع مورد حمایت قرار دهد. اگر کودکی در شرایط نامساعد خانوادگی به سر می‌برد و سرپرستان خوبی ندارد، بایستی با تاسیس مراکز دولتی مناسب این کودکان را تحت پوشش قرار دهد. </p>
<p><strong>طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، آموزش و پرورش حق همگان است.  آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. نهادینه شدن دموکراسی در این حکومت‌های جدید می‌تواند در سیستم آموزشی آن کشورها نفوذ پیدا کند؟</strong></p>
<p>خیلی طبیعی است که کشورهایی که دموکرات نیستند، با آموزش میانه خوشی ندارند. زیرا که حکومت بر افرادی بی‌سواد بسیار راحت‌تر است تا افرادی که از دانش بالا برخوردارند. در میان علوم مختلف حکومت‌های غیردموکراتیک دشمن سرسخت علوم انسانی هستند. زیرا علوم انسانی اجازه تفکر در زمینه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی به دانشجویان می‌دهد و این همان چیزی است که حکومت‌های غیر دموکراتیک از آن خوششان نمی‌آید. </p>
<p>بر همین مبنا است که می‌بینیم در ایران کتاب‌های علوم انسانی چندین بار عوض شدند. حکومت ایران اعتراضات مردمی که به دنبال انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ رخ داد را فتنه و علوم انسانی را عامل اصلی فتنه خواند. از کتاب‌هایی که در دانشگاه تدریس می‌شوند تا نحوه گزینش دانشجو را می‌خواهنند تغییر دهند. این یک اصل کلی است که در همه جا صادق است زیرا که حکومت کردن بر مردمی کم‌سواد راحت‌تر است.</p>
<p><strong>مجله: موضع شما درباره انرژی هسته‌ای در ایران تغییر کرده است؟ آیا پیگیری انرژی هسته‌ای چیزی بیش از افتخار  ملی نیست که نزدیک به حق ملی شود؟</strong></p>
<p>حکومت ایران همواره ادعا کرده که قصد استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای را دارد. من در مورد این که این اظهار نظر درست است یا خیر اظهار نظری نمی‌کنم. زیرا که حکومت ایران همواره تصمیمات رو در اتاق‌های در بسته و به دور از نظارت مردمی می‌گیرد. بنابراین من در این باره اظهار نظر نمی‌کنم. </p>
<p>اما اگر حتی برای استفاده صلح‌آمیز هم دولت ایران بخواهد از این انرژی استفاده کند؛ باید بگویم این تصمیم درستی نیست و در نهایت به نفع ایران نیست. ایران کشوری وسیعی است و ما می‌توانستیم با هزینه کمتری نیروگاه‌های بادی و خورشیدی بسازیم که خطر کمتری هم برای محیط زیست دارد. </p>
<p>استفاده از انرژی هسته‌ای و راه‌اندازی نیروگاه‌های هسته‌ای، دفع زباله‌های اتمی، و مواردی از این دست خطرهای جدی در پی دارد. واقع شدن ایران روی کمربند زلزله هم موضوع قابل اهمیتی است. زیرا احتمال وقوع فاجعه فوکوشیما وجود دارد. کشورهایی نظیر آلمان به خاطر پیشگیری از فجایع محیط زیستی نیروگاه‌های هسته‌ای خود را تعطیل کردند. سوال من این است که چرا ما درست در همین شرایط زمانی تصمیم می‌گیریم که نیروگاه‌های اتمی در کشور به راه بیاندازیم. در شرایط حاد سیاسی فعلی توقف غنی‌سازی می‌تواند به کاهش تنش‌های بین‌المللی کمک کند تا اوضاع در منطقه به ویژه ایران آرام شود.</p>
<p><strong>مشروعیت انتخابات در ایران زیر سوال رفته است. منطقی می‌بینید که رقبای دولت نهم ریسکی حساب شده کرده و انتخابات مجلس امسال را تحریم کنند؟</strong></p>
<p>مردم بر خواسته‌های خود به صورت مسالمت‌آمیز ایستادگی کنند بالاخره پیروز خواهد شد. من به شخصه پس از مجلس ششم دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نکردم. و در این انتخابات هم شرکت نخواهم کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.majalla.com/far/1390/12/article819/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا اخوان المسلمین و آمریکا می توانند برادر شوند؟</title>
		<link>http://www.majalla.com/far/1390/10/article473</link>
		<comments>http://www.majalla.com/far/1390/10/article473#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Jan 2012 15:15:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جویس کرم</dc:creator>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسراییل]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[تونس]]></category>
		<category><![CDATA[لیبی]]></category>
		<category><![CDATA[مصر]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ دیوید]]></category>
		<category><![CDATA[یمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.majalla.com/far/?p=473</guid>
		<description><![CDATA[ظهور جنبش‌های اسلام‌گرا بعد از بهار عربی است هم یک چالش و هم فرصتی برای غرب به شمار می‌رود تا در عین حال که نگاهی به انتقالات دموکراتیک موفق می‌کند و امنیت و منافع استراتژیک خود در مرز خاورمیانه را حفظ می کند. پیروزی النهضه حزب معتدل اسلام‌گرا در تونس ، پشتیبانی مطمئن (۳۵%) که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_475" class="wp-caption alignnone" style="width: 630px"><img src="http://www.majalla.com/far/wp-content/uploads/2012/01/Demonstrators-Pray-Tahrir-Square.jpg" alt="اعضای اخوان المسلمین مشغول نماز خواندن در حین تظاهرات برای اخراج مبارک." width="620" height="350" class="size-full wp-image-475" /><p class="wp-caption-text">اعضای اخوان المسلمین مشغول نماز خواندن در حین تظاهرات برای اخراج مبارک.</p></div>
<p>ظهور جنبش‌های اسلام‌گرا بعد از بهار عربی است هم یک چالش و هم فرصتی برای غرب به شمار می‌رود تا در عین حال که نگاهی به انتقالات دموکراتیک موفق می‌کند و امنیت و منافع استراتژیک خود در مرز خاورمیانه را حفظ می کند.</p>
<p>پیروزی النهضه حزب معتدل اسلام‌گرا در تونس ، پشتیبانی مطمئن (۳۵%) که اخوان المسلمین از آن در کشور همسایه، مصر سود برد و  مشارکت اخوان المسلمین سوریه در شورای ملی جدید سوریه که ماه گذشته در استانبول برگزار شد و همچنین پذیرش رییس شورای ملی انتقالی لیبی، مصطفی عبدل جلیل از «شریعت اسلامی به عنوان منبع اصلی قانون» نشانه های مختلفی از اهمیت رو به رشد جنبش های سیاسی اسلام گرا در جهان عرب است. ریشه های این جنبشها  در جوامع عرب که به سال ۱۹۲۸ در مورد مصر برمیگردد، علاوه بر ظرفیت سازمانی خود را که سایر گروه های لیبرال و چپ را مغلوب می کند، به آنها لبه ای در پر کردن جای خالی خروج دیکتاتورها در مصر، تونس  و لیبی می دهد.</p>
<span class="inset-right">تغییر وضعیت موجود سیاسی باعث می شود جنبش های اسلامگرای را بازیکنان کلیدی در انتقالات دموکراتیک پیش رو می سازد.</span>
<p>بدون شک تغییر وضع موجود سیاسی باعث می شود جنبش های اسلام گرا جدید بازیکنان کلیدی در گذار دموکراتیک پیش رو شوند و نیرویی که نماینده دولت های غربی است باید این گونه تمییز داده شوند که هر کدام از آن ها سعی می کند نفوذ خود در منطقه را حفظ کنند. با این حال، دستور کار سیاست خارجی اسلام گرایان نشئت گرفته از رد امپریالیسم و مخالفت با اسرائیل، چالشی برای غرب را مطرح می کند.</p>
<h2>چالش ها</h2>
<p>نیتان براون، نویسنده و کارشناس جنبش های اسلامی و سیاست های عرب، در گفتگو با مجله در مورد جنبش احزاب اسلامی می گوید که سوال اصلی این است که آیا آن ها می توانند به عنوان بازیگران سیاسی عادی بدون حاکمیت بر نظام ایفای نقش کنند؟ مدل ایرانی آن ریسک را دربردارد، از آن جایی که ایران بعد از انقلاب ۱۹۷۹ که شاه را برانداخت، به حکومت روحانی نظامی تغییر شکل داد.</p>
<p>براون برای غرب، با تلاش اروپا و امریکا به حفظ امنیت و منافع استراتژیک ضروری خود، موانعی در مسیر می بیند. او مناقشه بین فلسطین و اسرائیل و همچنین حضور امنیتی امریکا در منطقه و ضد تروریسم را مثال می زند. از زمان سقوط رییس جمهور پیشین، حسنی مبارک، اخوان المسلمین در مصر در صورت رسیدن به قدرت، هدف خود به «تجدید نظر» در موافقت نامه صلح آمیز بین مصر و اسرائیل را روشن کرده است .  </p>
<p>توافق صلح کمپ دیوید که در سال ۱۹۷۸ بین قاهره و تل آویو امضا شده است، از دیدگاه ایالات متحده « سنگ گوشه ای برای ثبات در منطقه» است، تامارا ویتز، معاون دستیار وزیربرای امور خاور نزدیک  به مجله گفت: «هر دو اسرائیلیان و مصری ها، از صلح و ثبات ایجاد شده، سود می برند. قطعاً ما توافق صلح را به عنوان مرکز می بینم؛ ما می خواهیم که این  تعهد پایدار بماند.» وی می افزاید: حتی با افزایش خصومت مصر نسبت به اسرائیل، حملات در اوایل ماه سپتامبر در سفارت اسرائیل در قاهره موجب شد تل آویو سفیر خود را بیرون بکشد.</p>
<p>چالش دیگر برای غرب این است که خود را با بازیگران جدید که بهار عرب به جدول آورده آشنا سازد. براون می گوید: روزایی که در آن ایالات متحد و دیگران می تواند وضعیت داخلی در جهان عرب از دید حاکمان مشاهده کنند. چالش برای دولت اوباما این است که برای ساخت سیاست آمریکا است که در اطراف جنبش یا افراد نیست، بلکه در سراسر نظام سیاسی است. به گفته این کارشناس، این کار یک راه جدید برای انجام کارهاست و نزدیکتر به نحوه عمل ایالات متحده در اروپا. تا سال  ۲۰۰۷، واشنگتن هر گونه تماس مستقیم با اخوان المسلمین مصر را نداشت و تا ماه ژوئن گذشته، وزیر امور خارجه آمریکا، هیلاری کلینتون گفت و گو با اعضایی از گروه که عضو پارلمان مصر نیستند، را نپذیرفت.</p>
<p>ویتز تماس دولت  با اخوان المسلمین مصر امروز و بیشتر گروه های سیاسی در کشور را تایید می کند، با تاکید بر این که یک مجموعه از سیاست ها نسبت به اخوان المسلمین وجود ندارد، بلکه یک مجموعه ای از سیاست نسبت به تمام بازیگران سیاسی در سراسر منطقه که می خواهند برای شرکت در انتخابات و در سیاست دموکراتیک شرکت کنند، وجود دارد. معیار برای چنین سیاستی توسط باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده زمانی که درسال ۲۰۰۹ در قاهره سخنرانی کرد، گذاشته شد که دارای سه ستون در هسته ی اصلی اش است. ویتز توضیح می دهد تعهد به عدم خشونت برای رسیدن به اهداف سیاسی خود، تعهد به قوانین دمکراتیک بازی قبل و بعد از انتخابات و احترام به برابری در جامعه برای همه از جمله زنان و اقلیت  هاست. اخوان المسلمین در مصر خشونت را از سال ۱۹۷۲پس از کسب اجازه ورود به نظام سیاسیاط سوی رییس جمهور سابق، انور سادات، کنار گذاشته است.</p>
<p>با این حال، رسیدن به چنین گروه هایی برای براون، به تنهایی یک پایان نیست و باید با ساخت روابطی با تمام جامعه همراهی شود و این، با اعلام بازیگران مشخصی بیرون از محدوده، به طور موثر اتفاق نمی افتد. بازیگرانی مانند حماس در مناطق فلسطینی. در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی با حماس، شاخه ای از اخوان المسلمین، ارتباط دارند، واشنگتن هیج تماس رسمی با آن ندارد.</p>
<p>مجموعه دیگری از پیچیدگی ها ممکن است از طرف خود جنبش های اسلامی باشد که سابقه دوری جستن از ایالات متحده را دارند و بخش عمده ای از حمایتشان را از ضدامپریالیست بودن و مقابله با سیاست های مربوط به جنگ امریکا در منطقه در عراق و افغانستان و حملات پاکستان و یمن دریافت می کنند. ارتباط آن ها با ایران، بارزترین کشور از حماس، نیز به هم پیمان های قدیمی امریکا، نظیر عربستان سعودی و اردن هشدار می دهند. اخوان المسلمین در اردن بر اپوزیسیون حاکم است و تا کنون با اعلام شاه عبدالله از اصلاحات و تغییرات به ساختار قدرت راضی نشده است. ریاض از سوی دیگر روابط خوبی با رئیس سابق ایالات در مصر و تونس  داشته و ظهور جنبش های اسلام گرا را با احتیاط می نگرد.</p>
<p>قطر در روابطش با اخوان المسلمین مستثنی است. دوهه میزبان یوسف قدراوی، مشهورترین رهبر معنوی گروه است و براساس گزارش های ارائه شده به حماس محل جدیدی به عنوان جایگزین برای دمشق پیشنهاد داده است. این نیز نقشی بسیار مهم در مذاکره معامله تبادل زندانی میان حماس و اسرائیل دارد و به عنوان متحد اصلی برای شورای ملی انتقالی در لیبی است.</p>
<h2>فرصت ها</h2>
<p>جنبش های اسلام گرا اشکال و اندازه های مختلفی دارند، از النهضه تونس در حد متوسط تا سالافیست که محافظه کارانه تر است. در حالی که زمینه های مشترک گسترده ای در سیاست ممکن است بین احزاب مختلف غرب و اسلام گرا هرگز به دست نیاید، فرصت های زیادی وجود دارد که پویایی فعلی به ارمغان می آورد. ویتز به بسیاری از منافع که ما با مردم منطقه از صلح و ثبات، در برابر گسترش سلاح های هسته ای و در رد افراط گرایی خشونت آمیز مشترکیم. او می افزاید که واشنگتن اقدام بر این فرض استوار است که ما تفاهم زیادی داریم و منافع مشترک زیادی با دولت های دموکراتیک خواهیم داشت.</p>
<p>ویتز دولت های دموکراتیک را پیشنهاد می کند چون ریشه آن ها در رضایت مردم است و از آنجا که نشان دهنده شهروندان خود هستند، شرکای جهانی قویتری برای ایالات متحده هستند. یک مقام ارشد که سال ها است در اصلاحات در خاور میانه کار کرده است، اعتماد به نفس او را ناشی از ریشه باور رایج در تجربه آمریکایی است که سیستم سیاسی باز یک چیز خوب است و هرچه تنوع بیشتری در بازار سیاسی داشته باشید کیفیت فرآیند نیز بهتر خواهد بود.</p>
<p>فرصت دیگری که تغییر وضعیت موجود را به ارمغان می آورد باز کردن فصل جدیدی بین این جنبش های اسلام گرا و غرب است. حمایت ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا برای انقلاب در تونس  و مصر ، قبل از مبارزه ناتو در لیبی، متحدان غربی را جلوتر از دیگران (به ویژه روسیه و چین) در به دست آوردن اعتماد به نفس از اکثریت حاکم قرار می دهد. در بسیاری از موارد، حس عدالت تاریخی و ناگزیری از پیروزی شورش مردمی است که واشنگتن به آغوش انقلاب می برد رهبران آنها را با کسانی که کسب و کار پرداخته اند صدا می زند تا عقب نشینی کنند.</p>
<p>سرمایه دیگر غرب این است که ظهور جنبش های اسلام گرا در منطقه ای جدید پویا به یک راه طولانی به سوی کاهش القاعده ، دشمن شماره یک برای ایالات متحده رفته است. ویتز می گوید این بهارعرب القاعده را تضعیف میکند و با لحن شادی می افزاید که یکی از زیبا ترین چیزها در مورد بهار عرب، و در تونس  و مصر به طور خاص است ، نه تنها این است که این جوانان آینده خود را در دست خود گرفتند ، و صدای را که می گفت منتظر نوبت خود باشید، رد کردند، بلکه صداهایی  را که می گفتند تنها راه برای انجام کارها از طریق خشونت و تقابل است را نیز رد کردند.</p>
<p>ویتز که خاورمیانه را با تمام فراز و نشیب های آن دنبال کرده است، تعهد به عدم خشونت را به عنوان چیزی شگفت انگیز برای تماشا و انکار قدرتمندی در مقابل القاعده&#8221; می بیند. آن همچنین چشم انداز مثبت جایگزین، یک چشم انداز دموکراتیک را نشان می دهد. او می گوید به همین دلیل است که قول  زیادی وجود دارد.</p>
<p>موفقیت انتقالات دموکراتیم در کشورهایی که انقلاب در آن ها جریان دارد، نیازمند داشتن جنبش های اسلامی به عنوان صدایی از خانه ای در جدول است. با این همه، کسب اطمینان از این که این گروه ها بر فرایند حاکم نیستند یا خاموش کردن روند دموکراتیک برای غرب مهم خواهد بود چرا که بر بازده تاثیر دارد و منافع اساسی آن را در خاور  میانه جدید حفظ می کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.majalla.com/far/1390/10/article473/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفتگو با استادان موسسه روابط خارجی شانگهای</title>
		<link>http://www.majalla.com/far/1390/10/article277</link>
		<comments>http://www.majalla.com/far/1390/10/article277#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Jan 2012 18:20:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیما خرمی اصل</dc:creator>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[امنیت]]></category>
		<category><![CDATA[بهار عربی]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>
		<category><![CDATA[تونس]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه]]></category>
		<category><![CDATA[لیبی]]></category>
		<category><![CDATA[مصر]]></category>
		<category><![CDATA[چین]]></category>
		<category><![CDATA[یمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.majalla.com/far/?p=277</guid>
		<description><![CDATA[درگفتگویی با دو استاد برجسته چینی، پروفسور لی وی‌جین و یه گینگ از موسسه روابط خارجی شانگهای، مجله در مورد چین، خاورمیانه و تحولات دنیای عرب بحث و بررسی می‌کند. مجله: بهارعربی چگونه دیپلماسی پکن در خاورمیانه و شمال آفریقا را تحت تاثیر قرار داده است؟ وی جین: ابتدا به من اجازه بدهید که این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_278" class="wp-caption alignleft" style="width: 630px"><img class="size-full wp-image-278" src="http://www.majalla.com/far/wp-content/uploads/2012/01/Transformation.jpg" alt="حمل پرچم چین از سوی تظاهرات کنندگان سوری موافق بشار اسد" width="620" height="350" /><p class="wp-caption-text">حمل پرچم چین از سوی تظاهرات کنندگان سوری موافق بشار اسد</p></div>
<p>درگفتگویی با دو استاد برجسته چینی، پروفسور لی وی‌جین و یه گینگ از موسسه روابط خارجی شانگهای، مجله در مورد چین، خاورمیانه و تحولات دنیای عرب بحث و بررسی می‌کند.</p>
<div id="attachment_279" class="wp-caption alignleft" style="width: 122px"><img class="size-full wp-image-279" src="http://www.majalla.com/far/wp-content/uploads/2012/01/200862410103YNYK.jpg" alt="پروفسور لی وی جین" width="112" height="150" /></p>
<p><div id="attachment_280" class="wp-caption alignleft" style="width: 122px"><p class="wp-caption-text">پروفسور کینگ</p></div><img class="size-full wp-image-280" src="http://www.majalla.com/far/wp-content/uploads/2012/01/ye-qing.jpg" alt="پروفسور کینگ" width="112" height="150" /><p class="wp-caption-text">پروفسور لی وی جین</p></div>
<p><strong>مجله: بهارعربی چگونه دیپلماسی پکن در خاورمیانه و شمال آفریقا را تحت تاثیر قرار داده است؟ </strong></p>
<p><strong>وی جین:</strong> ابتدا به من اجازه بدهید که این توضیح را بدهم که ما در چین از اصطلاح بهار عربی برای توصیف آنچه که در خاورمیانه اتفاق افتاده استفاده نمی‌کنیم. برداشت شخصی من از واژه بهار امید، رفاه و شکوفایی است؛ در حالی که ما هنوز نتیجه قطعی ناآرامی‌های اخیر را نمی‌دانیم. بنابراین من ترجیح می‌دهم از اصطلاح و واژه دگرگونی برای توصیف وقایع اخیر استفاده کنم. این دگرگونی تنها در مراحل اولیه است و ما می‌توانیم آن را به دو قسمت تقسیم کنیم: بخش اول ظهور جنبش‌های دموکراتیک و مردمی است که منجر به سرنگونی رژیم‌های قبلی شده است. بخش دوم، که بسیار هم به عقیده من مهم‌تر است، مربوط به مسیری می‌شود که جوامع عربی برای خود انتخاب خواهند کرد و اینکه چگونه آینده سیاسی کشورهای خود را خواهند ساخت. این است که من می‌گویم این دگرگونی تازه آغاز شده و مشکل آن است که جوامع و روشنفکران عرب هیچ ایده روشنی در مورد آینده کشورهای خود ندارند و این ابهام چین را نگران می‌کند.</p>
<p>اما در مورد پرسش شما، حوادث اخیر دیپلماسی چین در منطقه را با چالش جدی مواجه نکرده به این دلیل که سیاست‌های چین باعث بروز این انقلاب‌ها نیست و همچنین چین نفوذ چندانی نسبت به کشورهای غربی در این منطقه ندارد. بنابراین سیاست‌های کلان و قاعده اصولی سیاست خارجی چین در این منطقه تغییری نخواهد کرد و چین به هیچ عنوان اقدام به دخالت در امور داخلی این کشورها نمی‌کند. برعکس، چین سعی می‌کند که روابط دوستانه‌ای با تمامی کشورهای منطقه داشته باشد و به برقراری صلح و ثبات کمک کند. مخالفت ما با حمله نظامی یا استفاده از زور و سیاست ما در قبال لیبی و سوریه دال بر این قضیه هستند.</p>
<p>در هر صورت این نکته هم باید یادآوری شودکه رژیم‌های جدیدی قدرت را به دست گرفته‌اند و چین مجبور است که یک سری تغییرات جزیی در دیپلماسی خود به ایجاد کند و سیاست‌های خود را با واقعیت‌های جدید منطقه تطبیق دهد. ولی به صورت کلی، همانطور که گفتم، قاعده اصولی سیاست خارجی چین در این منطقه تغییری نخواهد کرد و ما به رای مردم احترام می‌گذاریم و سعی می‌کنیم که با نمایندگان آن‌ها همکاری داشته باشیم تا روابط حسنه دو طرف ادامه داشته باشد.</p>
<p><strong>گینگ:</strong> من هم با پروفسور وی جین موافقم. تنها نکته‌ای که باید اضافه کنم این است که تعامل چین با خاورمیانه بسیار محدود است. اول آن که چین یک کشور در حال توسعه است. دوم، تاکید و توجه عمده دیپلماسی چین در آینده نزدیک در آسیا و اقیانوسیه است. از این رو چین در حال حاضر آماده نیست که به طور کامل و جامع با خاورمیانه روابط سیاسی برقرار کند. اما چین درس‌های مهمی از قیام‌های اخیر یاد گرفت، به خصوص در زمینه حفظ امنیت مراکز و موسسه‌های تجاری خودش که در حال فعالیت در منطقه خاورمیانه هستند.</p>
<p><strong>مجله: روابط چین و تونس در دوران بن علی چگونه بود؟ منافع پکن در &#8220;تونس جدید&#8221; چه خواهد بود و انتخابات اخیر را چگونه بررسی می‌کند؟ </strong></p>
<p><strong>وی جین:</strong> تونس نقش جزیی در امور ژئوپلیتیک خاورمیانه و شمال آفریقا دارد و به همین دلیل این کشور در دیپلماسی چین از اهمیت آن چنانی برخوردار نبوده است، به ویژه در مقایسه با کشورهایی مثل ایران، ترکیه، مصر و عربستان. اما در مورد انتخابات اخیر، تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که انتخابات تنها نتیجه طبیعی پس از سقوط رژیم بن علی در دست یک جنبش دموکراتیک‌خواه بود و به همین دلیل چین آن را چندان مهم فرض نمی‌کند. دولت جدید حکمرانی خواهد کرد اگرچه این هم برای دولت چین مساله حادی نخواهد بود چون دولت جدید با رای مردم به قدرت رسیده و ما به رای مردم تونس احترام می‌گذاریم.</p>
<p><strong>مجله: در مورد مصر چطور؟ نظر شما در مورد اتفاقات اخیر در مصرچیست، به خصوص در مورد ارتش و آینده سیاسیش و همچنین نزدیک شدن ترکیه به مصر و تاثیر آتی آن بر روابط بین الملل در خاورمیانه؟ </strong></p>
<p><strong>وی جین:</strong> تمامی ر ئیس‌جمهوران مصر در چند دهه اخیر از افسران ارتش بوده‌اند و به همین علت ارتش مصر یک &#8220;محصول تاریخی&#8221; است. این حقیقت به اضافه نقشی که ارتش در طول تظاهرات ضد مبارک بازی کرد نشان می‌دهد که ارتش مصر به نقش کلیدی خود در سیاست و جامعه مصر در سال‌های پیش رو ادامه خواهد داد. همچنین دولت ایالات متحده سالانه میلیاردها دلار کمک مالی و تجهیزاتی به ارتش می‌کند و به همین دلیل واشنگتن ارتباط نزدیکی با ارتش دارد. به این ترتیب، واشنگتن به طور سنتی نفوذ قابل توجهی بر ارتش مصر وارد آورده و در واقع اغراق نیست که بگویم که ایالات متحده نیروهای مسلح مصر را کنترل می‌کند، البته نه به طور کامل. من فکر می‌کنم، این خود عامل دیگری است که کمک می‌کند تا به اهمیت و تداوم نقش ارتش در مصر پی ببریم.</p>
<p>در مورد روابط ترکیه و مصر و پیامدهای آن برای روابط بین‌المللی خاورمیانه و شمال آفریقا، چیزی که غیر قابل انکار است این است که ترکیه می‌خواهد خود را تبدیل به قدرت برتر در منطقه کند و در واقع بخش بزرگی ازعموم جامعه عرب امروز از این امر استقبال می‌کنند. در نتیجه، نزدیک شدن ترکیه به مصر را باید در قالب قدرت طلبی آنکارا دید.</p>
<p>با این وجود، قدرت ترکیه محدود است و مصر یکی از دلایل این محدودیت است. چرا که مصر خود را یک قدرت منطقه ای می‌داند. در حال حاضر قاهره ضعیف است اما در آینده وقتی مصر به شرایط عادی بازگردد قاهره در صدد محدود کردن نفوذ و قدرت ترکیه در دنیای عرب بر خواهد آمد. در عین حال، نظر واحدی نسبت به گرایش سیاست خارجی ترکیه در میان دولتمردان ترکیه وجود ندارد. در یک سو، کسانی هستند که خواهان گسترش سریع روابط با خاورمیانه هستند. از طرف دیگر، بسیاری ترجیح می‌دهند که آنکارا هویت اروپاییش را حفظ و تقویت کند. این اختلاف نظر مانع دیگری است بر سر راه افزایش قدرت ترکیه در خاورمیانه و شمال آفریقا. در نهایت، سیاست خارجی ترکیه به طور سنتی بر اساس تعامل با غرب پایه‌گذاری شده و به همین دلیل آنکارا فاقد تجربه و تخصص کافی در برخورد با خاورمیانه است؛ واقعیتی که خود را به وضوح در سیاست &#8220;مشکل صفر با همسایگان&#8221; نشان داد. همه این‌ها در کنار هم نشان می‌دهد که هژمونی ترکیه بعید به نظر میرسد و بنابراین من بر این عقیده هستم که ساختار سیاستی و امنیتی منطقه در آینده چند قطبی خواهد بود و مصر، ایران، عربستان سعودی و ترکیه قطبهای آن خواهند بود.</p>
<p><strong>گینگ:</strong> ارتش مصر یک بازیگر کلیدی در مصر باقی خواهد ماند گر چه در خفا. گزارش‌هایی وجود دارد که ارتش مصر در کنترل ۴۰ تا ۶۰ درصد از اقتصاد است و در واقع آنچه برای ارتش مهم است حفظ انحصار اقتصادی خود می‌باشد نه دخالت در سیاست؛ حداقل نه علنی. بنابراین فرض من این است که انتخابات در مصر در نهایت برگزار خواهد شد و ارتش قدرت را به یک دولت منتخب غیر نظامی انتقال خواهد داد. با این حال، ژنرال‌ها به نقش کلیدی خود در مصر ادامه خواهند داد.</p>
<p>در مورد روابط ترکیه و مصر من هم با پروفسور وی جین موافقم. در عین این که دولت ترکیه از حمایت داخلی و اقتصادی سالم و رو به رشد برخوردار است، دولتمردان ترکیه مایلند قدرت و اعتبار کشورشان را در منطقه افزایش دهند به ویژه آن که تمام کشورهای دیگر در منطقه در سیر نزولی قرار گرفتند. ولی ترکیه یک قدرت متوسط است و قدرتش محدود. به غیر از نکاتی که پروفسور وی جین به آنها اشاره کردند، گذشته استعماری ترکیه و هویت عثمانی آنکارا همچنان در بین اعراب زنده است و از این رو من فکر می‌کنم حسن نیت فعلی اعراب نسبت به ترکیه دائمی نخواهد بود.</p>
<p><strong>مجله: بریم سراغ لیبی. آیا شما فکر می‌کنید که آینده لیبی به عنوان یک دموکراسی قطعی است یا اینکه هرج و مرج بیشتری پیش روی لیبی قرار گرفته است؟</strong></p>
<p><strong>وی جین:</strong> بین آنچه که در لیبی و دیگر کشورهای عربی می گذرد شباهت‌ها و تفاوت‌های وجود دارد. عامل مشترک این است که مردم و سیاستمداران لیبی، شبیه به همتایان خود در مصر، سوریه و یمن، نه چشم انداز روشنی برای آینده کشور خود دارند نه رهبر مشخصی. این نارسی و نابالغی سیاسی جامعه مدنی و حکومت لیبی را نشان می‌دهد. از سوی دیگر آنچه در لیبی متفاوت بوده است، هرج و مرج و تخریب گسترده است به این علت که انتقال قدرت از رژیم قذافی به شورای ملی انتقالی لیبی طبیعی نبود. برعکس انتقال قدرت در خارج طراحی شد و تحت استفاده از زور و مداخله نظامی شکل گرفت و در نتیجه بی ثباتی امروز در لیبی و همچنین رفتارهای غیرانسانی که با قذافی شد نباید تعجب‌آور باشد. در کل من بر این باورم که آینده برای لیبی بهتر خواهد بود و مردم لیبی به آزادی‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بیشتری می‌رسند.</p>
<p><strong>مجله: به تازگی تعدادی از مفسرین صحبت از سیاست اوباما در عرصه سیاست خارجی کرده‌اند؛ یعنی استفاده گسترده از فن‌آوری در جنگ، استفاده هوشمند از قدرت نظامی، ماموریت‌های پنهانی و &#8220;مشارکت&#8221; در عملیات نظامی و نه &#8220;رهبری&#8221;. آیا به نظر شما این استراتژی می تواند در سوریه موثر باشد؟ لطفا به طور خلاصه توضیحی هم در مورد منافع چین در سوریه بدهید؟</strong></p>
<p><strong>وی جین:</strong> منافع چین در سوریه مرتبط است با تمایل چین به حفظ صلح و نظم در منطقه خاورمیانه. تکرار استراتژی لیبی در سوریه تنها به هرج و مرج بیشتر، بی ثباتی و نا امنی در این بخش مهم از جهان منجر می‌شود. به این دلیل است که چین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد سوریه را وتو کرد. ما بر این باوریم که هرگونه بی‌ثباتی در سوریه ناشی ازمداخله نظامی می‌تواند انعکاس بسیار خطرناکی در کل خاورمیانه داشته باشد و تمام منطقه را بی‌ثبات کند.</p>
<p>در مورد سیاست اوباما و استراتژی که در حال حاضر با آن همراه است، باید بگویم که من به شخصه فکر نمی‌کنم که این یک استراتژی جدید است،چه برسد به یک رویه. به نظر من، با توجه به مشکلات اقتصادی ایالات متحده به اضافه درس‌های خاصی که آمریکایی‌ها از تجربه خود درافغانستان و عراق آموخته‌اند، دولت اوباما هیچ راه دیگری جز رها کردن نقش رهبری خود ندارد و در عین حال مجبور است تلفات جنگ و هزینه عملیات نظامی خود را از طریق استفاده گسترده و هوشمند ازتکنولوژی کاهش دهد تا از انتقادهای داخلی جلوگیری کند.</p>
<p>حال اگر پرسش شما از من این است که برقرار کردن منطقه ممنوع هوایی در سوریه می‌تواند مثمر ثمر باشد پاسخ من نه خواهد بود. سوریه، لیبی نیست و همانطور هم که پیشتر اشاره کردم هر نوع مداخله نظامی در سوریه تنها به بی‌ثباتی بیشتر منجر می‌شود. مهمتر از آن، تشکیل منطقه ممنوع هوایی باید به تصویب سازمان ملل متحد برسد و من فکر نمی‌کنم که واشنگتن بتواند رای کافی برای چنین عملیاتی جمع آوری کند.</p>
<p><strong>مجله: سالهاست که چین در یمن مشغول ساخت مدرسه و بیمارستان است. به همین دلیل گمان من این است که پکن درک روشنی ازسیاست یمن دارد. یمن در مدار سیاسی چین تا چه حد مهم است؟ آیا شما فکر می‌کنید چین مایل به میانجیگری هست یا خیر؟</strong></p>
<p><strong>وی جین:</strong> اگر چه چین و یمن به طور سنتی روابط خوبی داشته‌اند، یمن امروز تنها یک کشور عادی در خاورمیانه برای چین به شمار می‌رود. بنابراین من فکر نمی‌کنم که پکن تمایلی به میانجیگری در یمن داشته باشد. برای ما، این یک امر داخلی و ملی است که یمنی‌ها خود باید آن را حل و فصل کنند. من امیدوارم که درگیری‌های کنونی میان دولت ونیروهای ضددولتی به زودی خاتمه یابد تا روابط عادی بین پکن و صنعا از سر گرفته شود.</p>
<p><strong>گینگ:</strong> من مایلم که به یک نکته در مورد روابط چین و یمن اشاره کنم. تا قبل از سال ۱۹۷۹، سیاست خارجی چین بیشتر بر پایه ایدئولوژی بود و به همین دلیل پکن روابط سیاسی خوبی با یمن داشت. با آغاز دوره اصلاحات در سال ۱۹۷۹ و اهمیت دیپلماسی تجاری پس از آن، اهمیت یمن در دیپلماسی خاورمیانه چین کاهش یافته است.</p>
<p><strong>مجله: این فرض در میان برخی از تحلیلگران غربی وجود دارد که ظهور دولتهای مردمی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا منجر به کاهش قدرت و نفوذ آمریکا در منطقه می‌شود. به نظر شما آیا چین آماده است که بخشی از مسولیت و فشار مالی برقرای امنیت در منطقه را به عهده بگیرد؟</strong></p>
<p><strong>وی جین:</strong> چین همیشه مشتاق به مشارکت و ایفای نقش در حفظ صلح و امنیت در خاورمیانه بوده و البته خواهان حفظ توازن با قدرت و اعتبار بین المللی اش است. اکنون که قدرت جهانی چین در حال افزایش است، من به شخصه فکر می‌کنم که پکن باید نقش و حضور پررنگتری در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا داشته باشد. دوم آن که، از دیدگاه چین پس از استقرار دولت و نظام سیاسی با ثبات، توسعه اقتصادی باید اولویت کشورهایی باشد که دچارآشفتگی سیاسی و اجتماعی هستند. از این جهت، چین آماده است تا تجربه خود در توسعه اقتصادی را در اختیار رژیم‌های جدید در خاورمیانه بگذارد و به آنها کمک کند و این در واقع کمک به صلح و ثبات منطقه‌ای است.</p>
<p>اما از دیده‌گاه انتزاعی من بر این باورم که تمایل چین برای ترویج صلح و امنیت باید مورد به مورد تجزیه و تحلیل شود؛ چرا که امنیت معنای گسترده‌ای دارد و می‌تواند زمینه‌های مختلفی را در بر بگیرد و هر کشور نیازهای امنیتی مخصوص به خود را دارد. بنابراین اگر ما مساله حفظ صلح را در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که چین بیشترین تعداد نیروهای حافظ صلح را در میان پنج عضو دائم شورای امنیت دارد. چین همچنین درعملیات حفظ صلح در خاورمیانه همکاری می‌کند و از این رو این گونه می‌توان برداشت کرد که پکن در ارتقا و حفظ نظم منطقه‌ای نقشی کلیدی ایفا می‌کند. ولی در زمینه امنیت دریایی اینگونه نیست. اگر چین بخواهد نقشی معنادار در این زمینه بازی کند پکن باید قابلیت‌های نیروی دریایی خود را افزایش دهد و مشکل در اینجاست که هر حرکتی توسط پکن در این زمینه باعث ناخرسندی غرب می‌شود. از این رو، مساله اصلی تمایل چین به حفظ امنیت و ثبات در خاورمیانه نیست بلکه آمادگی غربی‌ها، به خصوص آمریکا، برای تقسیم مسولیت.</p>
<p><strong>گینگ:</strong> من فکر نمی‌کنم که آمریکا حاضر به پذیرش حضور نظامی چین در منطقه باشد. برای ما واضح است که افزایش حضور نظامی ما در منطقه تنها باعث ایجاد تنش در روابط دو جانبه ما با ایالات متحده می‌شود. به عبارت دیگر، با اینکه اهمیت استراتژیک خاورمیانه و شمال آفریقا در ایالات متحده رو به کاهش است و واشنگتن بیشتر نگران مشکلات اقتصادی، آینده افغانستان، و حضوری قوی‌تر در آسیا است، حضور نظامی چین در خاورمیانه آمریکایی‌ها را خوشحال نخواهد کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.majalla.com/far/1390/10/article277/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصاحبه با دانیل یرگین، تحلیلگر و نویسنده</title>
		<link>http://www.majalla.com/far/1390/10/article253</link>
		<comments>http://www.majalla.com/far/1390/10/article253#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Jan 2012 13:09:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اندرو باون</dc:creator>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[امنیت]]></category>
		<category><![CDATA[انرژی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[دانیل یرگین]]></category>
		<category><![CDATA[ذخایر]]></category>
		<category><![CDATA[شیل نفتی]]></category>
		<category><![CDATA[عربستان سعودی]]></category>
		<category><![CDATA[نفت]]></category>
		<category><![CDATA[چین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.majalla.com/far/?p=253</guid>
		<description><![CDATA[دانیل یرگین (Daniel Yergin) در مصاحبه‌ای اختصاصی با مجله تحلیلی هوشمندانه از تغییرات جغرافی-سیاسی انرژی و پیامدهای آن بر جهان کنونی ارائه می‌کند. او همچنین به کنکاش در رابطه با پرسش‌هایی هم‌چون آینده نفت و نقش فناوری‌های جدید در تغییر چشم‌انداز پیش روی این حامل انرژی می‌پردازد. او پیش از بحث نهایی در رابطه با آینده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_255" class="wp-caption alignnone" style="width: 630px"><img class="size-large wp-image-255" src="http://www.majalla.com/far/wp-content/uploads/2012/01/Daniel-Yergin-c-Jon-Chomitz_jpg_800x1000_q100-620x411.jpg" alt="دانیل یرگین تحلیلگر برگزیده حوزه انرژی نویسنده کتاب جایزه" width="620" height="411" /><p class="wp-caption-text">دانیل یرگین تحلیلگر برگزیده حوزه انرژی نویسنده کتاب جایزه</p></div>
<p>دانیل یرگین (Daniel Yergin) در مصاحبه‌ای اختصاصی با <strong>مجله</strong> تحلیلی هوشمندانه از تغییرات جغرافی-سیاسی انرژی و پیامدهای آن بر جهان کنونی ارائه می‌کند. او همچنین به کنکاش در رابطه با پرسش‌هایی هم‌چون آینده نفت و نقش فناوری‌های جدید در تغییر چشم‌انداز پیش روی این حامل انرژی می‌پردازد. او پیش از بحث نهایی در رابطه با آینده خاورمیانه و تغییر نقش آن در بازار جهانی انرژی، به بررسی امنیت انرژی در سایه بهار عربی می‌پردازد. یرگین تحلیلی صریح از آینده انرژی هسته‌ای پس از حادثه نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما نیز ارائه می‌دهد.</p>
<p>دانیل یرگین از جمله تحلیلگران برگزیده حوزه انرژی است و کتاب «جایزه» (The Prize) او که برنده جایزه پولیتزر شده است، در صنعت نفت به شدت مورد توجه قرار گرفته است. یرگین در حال حاضر ریاست انجمن تحقیقات انرژی کمبریج (Cambridge Energy Research Associates) را بر عهده دارد که خود نیز در تاسیس آن سهیم بوده است. او مدرک دکترای خود را از دانشگاه کمبریج دریافت کرده است. یرگین جایزه انرژی ایالات متحده را به پاس &#8220;یک عمر فعالیت و دستاورد در حوزه انرژی و ارتقا دانش بین‌المللی&#8221; در سال ۲۰۰۷ دریافت نموده است. کتاب جدید وی تحت عنوان «جوینده» (The Quest) در سپتامبر ۲۰۱۱ انتشار یافت و به عنوان بهترین تحلیل موجود درباره جغرافیای سیاسی انرژی در عصر حاضر مورد تحسین قرار گرفته است.</p>
<p><strong>مجله: شما روندهای اصلی شکل‌دهنده این چشم‌انداز جدید را چگونه می‌بینید؟ آیا از زمان انتشار کتاب جایزه تا به حال تغییراتی مشاهده کردید؟</strong></p>
<p>یکی از دلایلی که تصمیم به نگارش کتاب جوینده گرفتم این بود که تغییرات زیادی به وقوع پیوسته است. اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشیده و آسیای میانه و حوزه دریای خزر به بخشی از سیستم انرژی جهانی مبدل شده است. و همچنین چین توسعه فوق‌العاده ای را تجربه کرده است. در واقع در کتاب جایزه چین نقش بسیار کوچکی ایفا می‌کند – در آن زمان یکی از صادرکنندگان کوچک نفت بود. بنابراین، این ها دو تغییر بزرگ بشمار می‌روند.<br />
تغییرات آب و هوایی که زمانی تنها نگرانی گروهی نسبتا کوچک از افراد محسوب می‌شد، به یک سوال بزرگ در حوزه انرژی و در واقع سیاست مبدل گشته است. من براین باورم که اینها برخی از &#8220;تغییرات کلان&#8221; هستند و این نوع رویکرد احیا شده بر بهره‌وری انرژی را روندی بزرگ می دانم.</p>
<p><strong>مجله: در این اوضاع جدید انرژی، آیا ایالات متحده آمریکا و چین خود را برای رقابت تنگاتنگی آماده کرده اند؟</strong></p>
<p>من بر این باورم که چنین مخاطره ای وجود دارد. نکته جالب آن است که تنها کشوری که در این کتاب دو فصل را به خود اختصاص می‌دهد چین است، چرا که انرژی چین از اهمیت زیادی در عرصه جهانی برخوردار است. روابط انرژی ایالات متحده آمریکا و چین یکی از عناصر بسیار مهم در روابط کلی آنهاست و از پیامدهای ژئوپولیتیکی عمده‌ای برخوردار است و ضروری است به دقت مدیریت شوند.</p>
<p><strong>مجله: آیا معتقدید این روابط در حال حاضر به دقت مدیریت می‌شوند؟</strong></p>
<p>من معتقدم توجه زیادی به این مورد می شود. تلاش شده مذاکرات مداوم در جریان باشد تا اینکه هر کشور مواضع و نیازهای انرژی طرف مقابل را درک کند. درک بهتر مواضع دو طرف با شفافیت بهتر همراه است، اما بدیهی است وقتی به مسائل دیگری چون دریای جنوب چین می‌رسیم، احتمال سوءتفاهم وجود دارد. همانطور که به تازگی مشاهده کردیم مقامات چینی مواضع متفاوتی در این‌باره اتخاذ کرده‌اند. بی‌تردید این موضوع به روابط چین با آمریکا وابسته است، اما روابط چین با سایر کشورهای حاشیه دریای جنوب چین نیز حائز اهمیت است. چین با چالش انرژی مهمی روبرو است: هرساله ۲۰ میلیون نفر از روستاها به شهرها مهاجرت می کنند و تقاضای انرژی به سرعت افزایش مییابد. از این رو، به یقین می توان گفت که انرژی یکی از ملاحظات اصلی رهبران کشور است و نظام تصمیمگیری آنها به سرعت تغییر می کند. انتظار می رود که پیش از سال ۲۰۲۰، مصرف نفت چین از ایالات متحده پیشی بگیرد.</p>
<p><strong>مجله: با توجه به پیشی گرفتن مصرف نفت چین از آمریکا و افزایش تقاضای آنها، نظر شما درباره واکنش چین به بهار عربی و نقش آن در خلیج فارس چیست؟</strong></p>
<p>واکنش چین در سطوح گوناگونی خواهد بود. من معتقدم موضوع دیگری که برای چین حائز اهمیت است خطر روزافزونی است که امنیت و ثبات خلیج را تهدید می‌کند. ارتقا روابط چین با کشورهای حوزه خلیج فارس که از پیش شکل گرفته و روابط نزدیکی هم هست، این کشور را با چالش‌هایی در رابطه با نحوه جهت دهی سیاست‌های خود مواجه خواهد ساخت.</p>
<p><strong>مجله: آیا ذخایر نفت رو به اتمام است؟ آیا ضروری است در رابطه با آینده ذخایر انرژی جهان نگرانی بیشتری داشته باشیم؟</strong></p>
<p>بحث عمده نفت در نقطه اوج است. نفت در نقطه اوج به زمانی اطلاق می شود که افزایش استخراج نفت اشباع میزان تولید نفتی که وارد بازار فروش می شود را در پی دارد. در حال حاضر نیمی از ذخایر نفت جهان به مصرف رسیده و ما در شیب رو به پایین ذخایر آن قرار داریم و بحران‌های بزرگی در پیش خواهیم داشت. من معتقدم دیدگاه نفت در نقطه اوج نقش مهمی در افزایش قیمت آن در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ داشته است، چرا که باورهای رایج در بازار اهمیت دارند و این دیدگاه بسیار قدرتمند و تاثیرگذار هستند. ما معتقدیم ۲۰ درصد نفت براساس دانسته‌ها و علوم فعلی تولید شده است و فناوری افق‌های جدیدی پیش روی ما نهاده است. هم‌اکنون یکی از داغ ترین مباحث در ایالات متحده شیل نفتی است. شیل نفتی گروهی از سنگها است که دارای مواد آلی بوده و می‌توان از طریق تقطیر از آن نفت استخراج کرد. از همین طریق تولید نفت ایالات متحده از سال ۲۰۰۸، افزایشی ۱۰ درصدی را تجربه کرده است.</p>
<p><strong>مجله: نظر شما درباره شیل نفتی در ایالات متحده و پیشی گرفتن آمریکای لاتین از خاورمیانه در تولید نفت چیست؟</strong></p>
<p>من مطمئن نیستم به این نقطه رسیده باشیم. تحلیل ما حاکی از آن است که تا سال ۲۰۲۰ شیل نفتی می تواند تا ۲ میلیون بشکه در روز به تولید نفت ایالات متحده بیافزاید. بی‌تردید، داکوتای شمالی در حال حاضر چهارمین ایالت بزرگ تولید کننده نفت در آمریکاست.</p>
<p><strong>مجله: آیا در حال حاضر هیچ منبع انرژی را می‌شناسید که سهم ۸۰ درصدی نفت در تولید انرژی را کاهش دهد؟</strong></p>
<span class="inset-left"> لطفا برای مطالعه مروری بر کتاب جوینده، <a title="The Quest" href="http://www.majalla.com/eng/2011/11/article55227726" target="_blank">اینجا </a>کلیک کنید.</span>
<p>یکی از مواردی که سعی داشتم در نوشتن کتاب جوینده مدنظر داشته باشم، این بود که به نفت به انحصار توجه نکرده، بلکه در نمایی گسترده‌تر به بررسی جهان انرژی و از جمله فناوری‌های جدید، انرژی‌های جایگزین و امثال آن بپردازم. در سرتاسر این کتاب در اندیشه منشا این موارد بودم تا بتوانم درک بهتری از سرانجام آن‌ها داشته باشم. در این کتاب من در رابطه با بازتولید انرژی‌های تجدیدپذیر مطلب نوشتم. این انرژی‌ها به تجارتی مهم تبدیل شده‌اند، اما هنوز هم از سهم کاملا ناچیزی در عرصه مجموع تجارت انرژی برخوردارند. هنوز هم گرایش به سمت کاهش هزینه تولید انرژی خورشیدی وجود دارد؛ تولید انرژی بادی نیز رو به افزایش است. بنابراین، این گزینه‌ها عرصه‌های تجاری بزرگی هستند که هنوز توسعه چندانی نیافته اند.<br />
جالب است بدانید یکی از حوزه‌های تحقیقاتی مورد علاقه عربستان سعودی انرژی خورشیدی است. این کشور از میزان تابش خورشیدی چشمگیری برخوردار است و چنانچه بتوان هزینه تولید انرژی خورشیدی را کاهش داد، حجم نفت مورد نیاز برای تولید برق کاهش یافته و امکان صادرات این مقدار نفت فراهم خواهد شد. از این رو تمایل بسیار بالایی جهت تولید انرژی خورشیدی در کشورهای حاشیه خلیج فارس وجود دارد که دور از دسترس هم نیست.<br />
اما با لحاظ کردن همه این موارد، جهانی خواهیم داشت که احتمال می رود در آن تقاضا برای انرژی در ۲۰ سال بعد ۳۵ تا ۴۰ درصد بیش از تقاضای امروز باشد، این بدان معناست که همه چیز افزایش خواهد یافت، سهم نفت، گاز و ذغال سنگ از عرضه انرژی شبیه امروز ۸۰ درصد نخواهد بود، اما احتمال می‌رود کماکان ۷۰ درصد باشد. تغییرات واقعی در سیستم انرژی بعد از سال ۲۰۳۰ به وقوع خواهد پیوست؛ توسعه تمامی فناوری‌ها مدت زمان بیشتری به طول می‌انجامد. شیل نفتی در سال ۲۰۰۸ پا به عرصه گذاشت اما این کشف مستلزم ربع قرن پیشرفت و توسعه بوده است.</p>
<p><strong>مجله: آیا منابع انرژی دیگری را می‌شناسید که از سال ۲۰۳۰ به بعد وابستگی شدید به نفت به عنوان منبع اصلی انرژی را متعادل سازند؟</strong></p>
<p>برخی منابع را خواهیم داشت و برخی دیگر را خیر. احتمال می‌رود که تغییرات بسیار بزرگتری را مشاهده کنیم. از هم اکنون تمرکز بر روی نوآوری در سرتاسر سیستم انرژی وجود دارد و این فرصت زمان می‌طلبد. اما فعالان این عرصه پیخواهند برد که نفت یک منبع انرژی بسیار جمع و جور و کارآمد است. دیشب با یکی از مبتکرین اصلی حوزه خودروهای برقی صحبت می کردم، هم اکنون توجه زیادی به این نوع ابداعات می شود. حتی اگر چنین طرحی به ثمر بنشیند، در خوش بینانهترین حالت در سال ۲۰۲۰ بیش از ۳ درصد از ناوگان اتومبیل را به خود اختصاص نخواهد داد، اما نیم دهه طول خواهد کشید تا مشخص شود آیا به واقع کارآمد بوده است. فشارهای سیاسی زیادی جهت پیشبرد این طرح وجود دارد.</p>
<p><strong>مجله: نظرتان در رابطه با اینکه حمل و نقل تا چه اندازه برای این مباحث و پرسش‌های پیرامون امنیت انرژی حیاتی است، چیست؟</strong></p>
<p>از جهاتی من چنین انتظاری نداشتم. وقتی مشغول نگارش کتاب بودم، در طول زمان کتاب تکامل یافت و جهان تغییر پیدا می‌کرد. من پایانی برای آینده خودرو انتظار نداشتم، اما در واقع در جایی از کتاب من به آن رسیده بودم: یعنی با علامت سوالی مبنی بر اینکه در ۲۰ یا ۳۰ سال آینده مردم چه نوع ماشین‌هایی سوار خواهند شد. این سوال نه تنها در کشورهای توسعه یافته بلکه در بازارهای نوظهور نیز مطرح شد: در سال ۲۰۳۰ یا ۲۰۳۵ مردم در چین و هند از چه ماشین‌هایی استفاده خواهند کرد؟ این سوال تا حدود زیادی بیپاسخ مانده است. گرایش به سمت خودروهای برقی است، اما تمایل واقعی برای وسایل نقلیه کارآمدتر نیز وجود دارد. امروزه، یک خودرو جدید در ایالات متحده به طور متوسط یک گالن (معادل ۳٫۷۸ لیتر) بنزین را در هر ۳۰ مایل (۴۸٫۲۸ کیلومتر) خواهد سوزاند و فرض بر این است که این عدد تا سال ۲۰۲۵ به ۵۴ مایل (۸۶٫۹ کیلومتر) یعنی تقریبا دو برابر افزایش یابد. این محل رقابت و کشمکش برای بسیاری از تولید کنندگان خودرو خواهد بود.</p>
<p><strong>مجله: پیامدهای بلندمدت بهار عربی بر روی ذخایر انرژی آینده و نقش خاورمیانه را چگونه ارزیابی می کنید؟</strong></p>
<p>بهار عربی بخشی از مبانی استراتژیک ثبات نسبی منطقه را تغییر داده است. یکی از نخستین اقدامات دولت جدید مصر این بود که به یک ناو جنگی ایرانی اجازه عبور از کانال سوئز را داد. این نشان‌های نمادین از تغییرات استراتژیک است. هنوز قضاوت در این باره زود است اما یقین داریم تردیدها در رابطه با توازن استراتژیک در منطقه را افزایش خواهد داد.</p>
<p><strong>مجله: در رابطه با قطر و اکتشافات جدید در عربستان سعودی، آینده گاز طبیعی مایع (LNG) در خاورمیانه را چگونه می‌بینید؟</strong></p>
<p>بسیار جالب است؛ بدیهی است که قطر در خط مقدم این گرایش جهانی است. سایر کشورها هم اکنون با کمبود گاز طبیعی روبرو هستند چرا که تقاضا برای نیروی برق به سرعت افزایش مییابد. جای تعجب است که خلیج فارس بزرگترین منبع LNG است اما در همین منطقه خلیج فارس نگرانی زیادی وجود دارد که آیا گاز کافی برای تولید برق وجود خواهد داشت یا خیر.</p>
<p><strong>مجله: آیا خلیج فارس کماکان مرکز ثقل انرژی طی سال‌های آتی خواهد بود؟</strong></p>
<p>همینطور است، البته ما پیشرفت‌های نفتی در نیمکره غربی را تا اندازه ای به مثابه تغییر در این توازن می خوانیم. در رابطه با تولید، ممکن است آنطور که تصور می رفت، تولید متمرکز نباشد. فناوری که در ایالات متحده توسعه یافته است – از قبیل شیل نفتی– و هم اکنون در حال گسترش به سرتاسر دنیا است، بر تولید جاری تاثیر خواهد گذاشت و البته این فناوری‌ها در خاورمیانه نیز به کار گرفته خواهند شد و احتمالا تولید نفت در این منطقه را افزایش خواهند داد.</p>
<p><strong>مجله: در حال حاضر عراق و لیبی در مرحله گذار به سر می برند، آیا معتقدید آن‌ها به عرصه باز خواهند گشت؟</strong></p>
<p>در رابطه با لیبی، بخشی از تولید سریعتر به مدار باز خواهد گشت. ما هنوز چیزی درباره سیستم سیاسی و تصمیم گیری در لیبی نمی‌دانیم. عراق به عنوان یک کشور دارای ذخایر عظیم نفتی شناخته می‌شود که بخش غالب آن هنوز دست نخورده باقی مانده است. ابتدا خوش بینی زیادی درباره سرعت و میزان توسعه این صنعت در عراق وجود داشت، اما این روند در واقع آهستهتر و طولانی مدتتر خواهد بود.<br />
بی تردید عراق کشوری است که در موقعیتی تاثیرگذار به لحاظ افزایش سریع تولید نفت خود قرار دارد. اما لازم است در رابطه با سیاست‌ها، تدارکات، امور انسانی و فناوری‌ها واقع بین بود – همه موارد باید سر جای خود باشند تا آینده سرمایه گذاری پایدار و مستمر تضمین شود. همین امر می تواند عراق را به یکی از نقش آفرینان بزرگ مبدل سازد. ما پیشتر شاهد یک عکس العمل متقابل بوده ایم، به نحوی که پس از اعلام عراق مبنی بر برآورد افزایش ذخایر خود ایران نیز چنین افزایشی در تخمین ذخایر خود را اعلام کرد تا اطمینان دهد هنوز هم از ذخایر بالایی برخوردار است.</p>
<p><strong>مجله: آینده جایگاه ایران در خلیج فارس و سیستم جهانی انرژی را چگونه می بینید؟</strong></p>
<p>ایران در حال حاضر واردکننده بنزین است اما تلاش می کند واردات خود را کاهش دهد. ایران تلاش زیادی داشته است تا سطح سرمایه گذاری و تولید خود را حفظ نماید. عدم توانایی ایران در مبدل شدن به یک صادر کننده گاز ناشی از آن است که این کشور دارای میدان گازی مشترک با قطر است و این در حالی که قطر خود پیشتاز صادرات گاز است. ایران با دشواری‌های سیاسی و اقتصادی زیادی دست به گریبان است، اما سیستم سیاسی آن پرداختن به این مشکلات را دشوار ساخته است.</p>
<p><strong>مجله: آسیب‌های جدی پیش روی این سیستم انرژی را چه می دانید و کدام مورد به توجه بیشتری نیاز دارد؟</strong></p>
<p>هماهنگی و ارتباطات میان کشورهای عمده صادرکننده و واردکننده نفت باید همواره تقویت شود. این یکی از جنبه‌های کلیدی در این سیستم است. با اندیشیدن به این تهدید آشکار می‌شود که امنیت فیزیکی نقش مهمی در میان ایفا می کند. امنیت و آسیب پذیری فضای سایبری نیز از جمله مسائل مهم حوزه صنعت انرژی است و مشکلات کلاسیکی درباره خلیج فارس و تنگه هرمز وجود دارد. هر چه جامعه بیشتر در راستای الکتریکی شدن پیش می رود و وابستگی به برق افزایش می یابد، امنیت و ایمنی سیستم شبک‌های به مسئله مهمتری مبدل می شود.</p>
<p><strong>مجله: آیا پس از انفجار فوکوشیما انرژی هسته‌ای ارزش خود را از دست داده است؟</strong></p>
<p>تا قبل از وقوع این حادثه در ژاپن، صحبت‌های ما پیرامون رنسانس هسته‌ای در جریان بود. اکنون شاهد سیاست‌های متفاوتی هستیم: چین با انرژی هسته‌ای پیش خواهد رفت. مقامات ایالات متحده آمریکا اظهار می کنند آن‌ها نیز به استفاده از انرژی هسته‌ای ادامه خواهند داد، زیرا یک منبع برق عظیم عاری از کربن است. آلمان تصمیم به توقف استفاده از آن گرفته است. ژاپن نیز مردد است و امارات متحده عربی به ساخت چهار راکتور اتمیاش ادامه می دهد. هنوز درباره ساخت راکتورهای اتمی مدولار کوچک که بتوانند در کارخانه ساخته شده و به محل استفاده حمل شوند، ابهام وجود دارد. از این رو، عصر انرژی هسته‌ای به سر نیامده است – بلکه انرژی هسته‌ای ۲۰ درصد برق ایالات متحده و حدود ۸۰ درصد برق فرانسه را تامین می کند. هنوز پرسش‌های زیادی درباره آن مطرح می شود. آلمان تصمیم خود را با قاطعیت اتخاذ کرده است اما ژاپن پس از حادثه فوکوشیما با تردیدهای زیادی روبرو شده است. یکی از پیامدها این خواهد بود که ژاپن واردات گاز طبیعی مایع خود را افزایش داده است. بازار بسیار بزرگتری برای LNG در قیاس با سال گذشته وجود خواهد داشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.majalla.com/far/1390/10/article253/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

